دوبانوي دمشق
استفاده از مطالب بلامانع است
فریاد می زنند که : مولای ابرها! بی تو قرار نیست ببارند غیر خون - این سرنوشت حتمی فردای ابرها - باران که چون نرفتن تو غیر ممکن است لختی بمان به روی حرم جای ابرها اطفال صف کشیده که بر شانه ات روند چون دیدنیست دشت زبالای ابرها از شرم آب شد تنت تا بخار شد از جسم توست تک تک اجزای ابرها اینگونه شد که راز فراوانی غمت پیوند می خورد به معمای ابرها یک ماه گم شده ، به تمناي آب نيست منظور خواهرت ز تماشاي ابرها در امتداد آبي سير نگاه تو پا مي گذاشت قافله جا پاي ابرها برخيز چون به علقمه مه گرفته ات خيره شده خداي تو از لاي ابرها *** "در داغ تو كوه از كمر مي شكند" ديگر نه عجب اگر كه سر مي شكند تو از دل من چه انتظاري داري وقتي كه نماز در سفر مي شكند شعری از نزار قبانی الحب لا يقف علي الضوء الاحمر 1االحب لا يقف على الضوء الأحمر عشق پشت چراغ قرمز نمي ماند ! 1 انديشيدن ممنوع... چراغ قرمز است... سخن گفتن ممنوع ...چراغ قرمز است... بحث پيرامون علم و نحو و صرف و و شعر و نثر ممنوع انديشه منفور است و زشت وناپسند به عزت شرف لااله الاالله... نعشی را در خاک کردند تا بو نگیرد به عزت شرف لااله الاالله... کوهی را به خاک سپردند تا راه ها گم نشوند به عزت شرف لااله الاالله... استخوان کاشتند از این خاک چه خواهد رویید ؟ و باز مثل هميشه ، نه ، بد تر آوردم دوباره روي سياهم بر اين در آوردم نگو كه منتظر من نبوده اي – از چيست كه من سر از غزلي اينچنين در آوردم ؟ اجازه داده اي اما زبان نمي چرخد بگويم اينكه خطاي مكرر آوردم چگونه عذر بخواهد دلم ؟ نمي داند چگونه عذر بخواهم ؟ چه بر سر آوردم ؟ براي اين همه حاجت كه منتظر هستند كه باز هم تو بگويي بيا بر آوردم بساز با من و من را بساز تا ديگر بسوزد آنچه كه غير از تو در سر آوردم تمام شهر پرنده شدند اما من براي بال زدن مرغ بي پر آوردم چگونه مهدى منتظر در آخر الزمان مى تواند مردگان را زنده كند، و مؤمنين را عزيز بدارد و فاسقين را عذاب نمايد؟ و اصولا آيا اعتقاد به رجعت پشتوانه علمى دارد در حاليكه جزء اعتقادات مسلمين نمى باشد، چرا كه عقلا ممكن نيست و دليل بر آن نداريم. جواب اجمالى: زنده كردن مردگان، در حقيقت كار خداوند است، كه گاهى به بعضى از بندگان صالحش همچون حضرت عيسى (عليه السلام) و امام زمان(عج الله تعالي فرجه الشريف) اين اذن را مى دهد بعضى از انسانها را بتوانند زنده كنند و اين زنده كردن فقط با اذن الهى امكان پذير است. و رجعت هم به معناى زنده شدن بعضى انسانها در دنيا، در موقع ظهور امام زمان (عج)، از روايات و بعضى آيات استفاده مى شود، و طبق سخنان پيامبر اكرم (صلي الله عليه وآله) اين امر در امت اسلامى نيز همانند امتهاى گذشته به وقوع خواهد پيوست. مساله رجعت ارتباطى با زنده كردن مردگان توسط امام زمان(عج) ندارد و شيعيان زنده كردن اموات را به خداوند نسبت مى دهند نه به امام زمان(عج). جواب تفصيلى: قبل از پاسخ به شبهه مذكور لازم است نكاتى ذكر شود و آن اينكه: مساله رجعت هيچ ارتباطى با زنده كردن مردگان و يا عزيز نمودن مؤمنين و عذاب كردن فاسقين، توسط امام زمان ندارد و شيعيان هيچ موقع زنده نمودن مردگان را به امام زمان ربط نمى دهند، بلكه همواره اعتقادشان اين است كه زنده كردن و يا ميراندن مخصوص ذات مقدس خداوند است. با توجه به اين مطلب بحث از احياء مردگان توسط غير خدا، بحث حاشيه اى خواهد بود. در قرآن كريم خداوند صفاتى را براى خودش مطرح مى كند كه مخصوص ذات مقدس او مى باشد و غير از خداوند كسى از انبياء و ائمه و ملائكه آن صفات را ندارند. مانند: «لااله الا هو يحيى و يميت([1])» (معبودى جز او نيست، زنده مى كند و مى ميراند) و «الله يتوفى الانفس حين موتها...([2])» خداوند ارواح را به هنگام مرگ قبض مى كنند...». هنگامى كه خداوند به عيسى بن مريم(ع) گفت: ياد كن نعمتى را كه به تو و مادرت بخشيديم بنا به اعتقاد شيعه، ظهور امام دوازدهم آنها از هند خواهد بود،در حالي كه انتخاب هند براي مكان ظهور چه مناسبتي ندارد؟ جواب از آنجا كه تاريخ و زمان ظهور حضرت حجت امام زمان (عج الله تعالي فرجه الشريف) از مسايلي است كه در آينده رخ خواهد داد، طبيعتاً تعيين هر يك از اين مسايل ، پيشگويي و اخبار از آينده محسوب ميگردد و شايد يگانه راه معرفت آن نيز مراجعه به اخبار و احاديث اهل بيت عصمت و طهارت باشد. احاديث و اخبار، نه تنها تاريخ ظهور آن حضرت را تعيين نكرده، بلكه وقّاتون (يعني تعيين كنندگان وقت آن را)هم تختئه و تكذيب كرده و اصولاً تعيين زمان ظهور را امر مكروهي شمرده است . [1] اما در زمينة مكان ظهور احاديث بسيار زيادي به ما رسيده كه مضمون همةآنها، ظهور حضرت از مكه مكرمه و به طور خاص بين ركن و مقام است . در اين جا تنها به ذكر نمونههايي از اين احاديث بسنده ميكنيم : 1ـ امام باقر (عليه السّلام) فرمود: چون حضرت قائم (عج)در مكه قيام كند و آهنگ كوفه كند، منادي فرياد كشد كه كسي خوردني و آشاميدني همراه خود برندارد و سنگ حضرت موسي كه يك بار شتر وزن دارد، با آن حضرت است، در هر منزلي كه فرود آيند، چشمه آبي از آن بجوشد كه گرسنه را سير و تشنه را سيراب كند . [2] وقتی به آثار شعرا با موضوعات آیینی به ویژه آثار عاشورایی نگاه میکنیم گنجشک و جبرییل سروده زنده یاد سید حسن حسینی را یکی از آثار برجسته و یکی از بهترین ها میابیم . این مجموعه که سال 1371 توسط نشر افق منتشر شد آسمان تازه ای بود که در مقابل چشمان اهالی شعر آیینی قرار میگرفت . مرحوم حسینی که از ابتدا همصدا شده بود با حلق اسماعیل ، گنجشک وجبرییل نمیتوانست پایان این فریاد باشد اما تا پایان عمر غیر از دو کتاب طلسم سنگ وشقایق نامه که نثر عاشورایی بود و یک مجموعه شعر طنز (نوشداروی طرح ژنریک) و یک گزیده شعرجنگ و دفاع مقدس و مشت در نمای درشت که پژوهشی بود درباره معانی وبیان در ادبیات وسینما ، و نگاهی به خویش که گفتگو با شاعران و نویسندگان معاصر عرب همراه با موسی بیدج چیزی که ادامه دهند راه همصدا با حلق اسماییل و گنجشک و جیرییل باشد به صورت مجموعه شعر آیینی از او ندیدیم. بعد از درگذشت سید، خانواده او آثار چاپ نشده ای را از مرحوم حسینی در اختیار مرحوم قیصر امین پور و آقای عبدالملکیان قرار دادند تا توسط این دو شاعر گزینشی از آثار چاپ نشده سید انجام شود . در میان این آثار آنطور که مرحوم قیصر گزارش داده (دیدیم بعضی از کارها انگار حال و هوا و رنگ وبوی ویژه ای دارند ، در همه آنها به گونه ای سخن از مادر میان بود که گاه چندان نزدیک مینمود که انگار مادر زمینی خود شاعر است ، و گاه چندان دور، با صفاتی آنچنان آسمانی که او را از مادر زمینی به فراسوها و فراسوترها میبرد) این ها در سال 1385 در مجموعه ای با نام از شرابه های روسری مادرم توسط انجمن شاعران ایران و با تصویر سازی و گرافیک بسیار زیبای باسم الرسام منتشر شد . در این مجموعه میبینم که سید در طول سال های پس از گنجشک و جبرییل همچنان همصدا با خلق اسماعیل بوده و این بار دلتنگی های شاعر با مادری اثیری در عین حال زمینی چنانکه خود انسیة الحوراء بوده به صورت شعر درآمده . از شرابه های روسری مادرم با شعر از اعتراف و شگفتی که در تاریخ 4/6/81 سروده شده به پایان میرسد و چیزی از شاعرانگی های گنجشک و جبرییل کم ندارد . سید در این مجموعه مادری را ستایش میکند که در عین عظمت و آسمانی بودنش: در افق های مبین روزی مادرم به اتفاق خدا خندیدند و آینه معنی شد (از میلاد مرآت) درد انسان را فریاد میکشد دردی که قرن ها همراه انسان بوده و او را هیچگاه تنها نگذاشته است . سید مادری را ستایش میکند که فضیلتش نه تنها به خاطر عابده بودنش ، بلکه به خاطر وفادار بودنش به حق و سکوت نکردنش در برابر ستم و متحمل رنج فراوان شدنش در این راه است . و یاد مادرم افتادم که تداوم دردهای دلبندش را به سینه میکوفت (نفرین نقره ای) دختر عطرهای آسمانی در کنار رسالتی مردانه میشکفت (میلاد آسمانی خاک) مادرم به سکه ایمان نداشت وسنگ های بی تعادل کفه دریای لبش را به هم نمیزد دیگران در قحطی زمین بت میخوردند و مادرم برای صنم های بزرگ -حتی از سر تفنن- تره ای خرد نمیکرد! (اشارت به آتش) سید گاهی سعی دارد نشان دهد که این مادر نقش اساسی را در افشاگری و رسوا سازی دست های ظالم داشته و این را به عنوان یک وظیفه انسانی انجام داده . شاعر از شربه های روسری مادرم در صدد است که این رشادت ها را به عنوان الگو مطرح کرده و سکوت کردن در مقابل ظلم را نوعی همدست شدن با ظلم معرفی کند. زنی چون روزنی عتیق پیش چشمم شکفت و در گوشم رازی را گفت که از افشای آن چند قرن و چهل سال میگذشت. (نفرین نقره ای) در من مپیچ که هیچم و از هیچ ژنده پوش تر! آغوشی دارم تهی از افق های ملموس و گرده ای که از زیر بار هیچ خنجر شانه تهی نکرد (هیچم) نجوای عاشقانه سید با مادرش که سرشار از حماسه است را میتوان از آغاز تا پایان این مجموعه به تماشا نشست مجموعه از شرابه های روسری با مادرم با شعر نجوا با جبروتی جادویی اینگونه شروع میشود شاید باور نکنی همیشه پشت نگاه تو سنگر گرفته ام و جبهه ام جز با جبروت مادرنه ات نجوا نکرده است و این نجوای عاشقانه همچنان ادامه پیدا میکند. کوچ تلخ دختر گرامی پیامبر اسلام و حوادثی که برای او اتفاق افتاده در این مجموعه و در لابلای فریادها فریادهای بلندتری را به گوش میرساند. و تاریخ گل عطر غریبی داشت وقتی مادرم ایستاده بود وبا زخم پلک های کبودش شهید شد! (شهادت مستقیم) از مادرم بپرس گلویم شلاق خورده کبودی هاست (ترس از شادمانی) با زاد راهی از تبسم کوچ مادرم نمیتوانست نابهنگام باشد شغالان کنار تاکستان چرخ میخوردند و قبضه شمشیری شکوهمند به دست های پینه بسته ای بوسه میزد! (پیشواز) اینها گزارشی کوتاه و قطعا ناقصی بود که فقط به لحاظ محتوا از مجموعه از شرابه های روسری مادرم صورت گرفت . دینی بود که احساس میکردم باید به این مجموعه بپردازم . 1 با همه حسی که داشت حمایت را دیگر باید تنها میگذاشت فداکاری دوباره اش قبر بی نشان را تدبیر کرد 2 شهر پر از صدا شده بود گوش ها گیج شده بودند شب را برگزید تا در سکوت افشاگری کند 3 این را خورشید گفت: تنها در شب میتوان پرده برداشت از شب 4 مردمی که خواب بودند کدام حقیقت را به خاک میسپردند؟ 5 وقتی به خاک سپرده شد به کدام آسمان رفت؟ که هوا دیگر روشن نمیشود 6 در شهر خواستنی ترین چیزی که روح شیطانی باد میخواست هرچه بادا باد بود 7 بانو! باز گریه میکنی آیا ماه آسمانت هنوز در چاه است؟ 8 چگونه صلات اشک را قامت بستی که بعد از هزار سال به سلامش نمیسرسی؟ 9 دیوارها مراقبند مطمئن باش کسی درد علی را نمی فهمد 10 فداکاری هایت بی نظیر بود آیا حاضری جای علی باشی؟ 11 آسمان عادت کرده بود شب ها اشک تو را ببیند امشب تو اشک آسمان را ببین 12 کاش به جای شفق تقاص آن کبودی را چهره های پشت نقاب پس می دادند باید یه تو ضیحی راجع به پست های شبهه و پاسخ بدم . بعضی از دوستان بدون اینکه مطلب رو کامل بخونن کامنت میذارن و نظر میدن این قسمت تماما شبهاتیه که از سوی وهابیون مطرح شده و در اینجا بطور مستدل و با استفاده از مدارک و کتب مورد قبول اهل تسنن پاسخ داده شده برای خواندن پاسخ ها باید ادامه مطلب رو کلیک کنید . علماي شيعه در رواياتشان قائل هستند كه پيامبر اكرم (ص) در حال جنابت وارد مسجد شدند در حاليكه غسل را فراموش كرده بودند. (نقل روايت از ابو هريره ميباشد). مبناي علماي شيعه در اثبات حقانيت خود در طول تاريخ و نيز در عصر حاضر بر استدلالات علمي و استناد به نقل مسائل عقلي است، يا اهانت و ردّ مخالف و عدم مباحثة علمي؟ انسان وحشی ترین حیوانات را نا آرام ترین رودخانه ها را وحتی انسان انسان را به اسارت در آورد او به چه چیز پایبند بود و چه چیز را فراموش نکرد مدام به ساعت نگاه کرد همین امروز بود که او همه تلاشش را کرد تا حرکت نکند اما به گردابی در خود مبتلا شد و بستری آرام را نجست
امسال دو بانو دهمین دهه محرم را برگذار کرد در حالی که تا سه روز مانده به شب اول نمیدانستیم کدام چهار دیواری را باید سیاه کنیم. البته این بلاتکلیفی سنت هر سالمان شده اما طبق معمول سه شب مانده به اول محرم فهمیدیم فقط سه روز وقت داریم ، از طرفی خوشحال بودیم که بالاخره جا داریم برای برگذاری مراسم و از طرفی نگران که آیا همه چیز تا شب اول آماده میشود یا نه؟ برای سی چهل نفری که هیات را میگردانند بزرگترین دغدغه زندگی همین بود که مکان هیات آماده شود به خاطر همین حتی خواب و خوراک هم در آن چند روز فراموش شده بود به هر تقدیر شب اول رسید و به غیر دو سه مورد کاستی همه چیز آماده بود ، آن دو سه مورد کاستی هم تا شب دوم بر طرف شد. شب های محرم یکی پس از دیگری گذشت و یک محرم به نوکری بچه های دوبانو اضافه شد و من اکنون به این فکر میکنم چرا این روال بعد از هزار و سیصد چهارصد سال تکراری نمیشود مگر در تاریخ حوادث تلخ کم اتفاق افتاده چرا این حادثه فراموش نمیشود چرا اشکی که بر این حادثه بعد از هزار و چند صد سال ریخته میشود به مراتب بیشتر از اشکی است که در حین حادثه ریخته شده چرا عاطفه انسان نسبت به عاشورا با حوادث دیگر متفاوت است این حادثه مگر چقدر عمیق است که در کنار تمام حوداث تازه دوام آورده و چون خونی تازه بر زمین ریخته شده غمبار و باور نکردنی است چه تفاوتی است در این خون ریخته شده که همگان را به تقاص میخواند گویی تا انسان بودن زنده هست این خون زنده میماند و تا این خون زنده بماند انسانیت زنده هست این خون تنها از حلقومی بریده بر زمین نریخت بلکه این خون هنگامی بر زمین ریخت که سر از تن انسانیت بریدند و انسان را گفتند انسان نباش تا سرت بر تن بماند و انسان گفت انسان میمانم حتی اگر سر بر بدن نداشته باشم چون قوام انسان بودن به سر وچشم و دست نیست و تفاوت در همین جاست گویی به توهینی خون همه بشریت به جوش آمده و در اعماق قلب آدمی به فریادی تبدیل شده تا کوبیده شود بر سر هر کسی که انسان را انسان نمیخواهد، یک عاشورای دیگر گذشت و من نمیدانم چقدر به کمالات انسانی نزدیکتر شدم ای کاش عاشورایی زندگی کنیم و عاشورایی بمیریم.
باید فریاد های عاشوراییمان را بلند تر کنیم دیدی که چگونه از عدو حال گرفت هر کس که شنید از شعف بال گرفت از هیبت لنگه کفش زیدی گویند بیچاره جناب بوش اسهال گرفت استاد آواره همدانی
لا تفكر أبداً.. فالضوء أحمر..
لا تكلم أحداً .. فالضوء أحمر
لا تًجادل في نصوص الفقه..
أو في النحو..
أو في الصرف..
أو في الشعر..
أو في النثر..
إن العقل ملعونٌ ، ومكروهٌ ، ومنكر...
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
فرزندان یزید دست بر دار نیستند
ما هم دست بر نمیداریم
تا بمانیم یا بر دار مان کنند
| Design By : Night Skin |


