دوبانوي دمشق
استفاده از مطالب بلامانع است
خداوند در قضيه كشته شدن قبطى به دست حضرت موسى (ع) فرمودند: «هذا من عمل الشيطان، انه عدو مضل مبين» و حضرت موسى (ع) گفت: «رب انى ظلمت نفسى فاغفرلى» آيا اين سخن دليل بر عدم عصمت موسى (ع) نيست و آيا عصمت با ظلم از بين مى رود؟ و اگر كشتن قبطى به دست موسى از روى خطا بوده است، چگونه با عصمت سازگار است؟ السلام علی المعذب فی قعر السجون ولادت با سعادت امام کاظم علیه السلام د ر روز یکشنبه 7 صفر سال 128 ه ق درابواء که نام منزلی است ما بین مکه و مدینه واقع شده اسم شریف آن حضرت موسی و کنیت مشهورش ابوالحسن و ابو ابراهیم و القاب آن حضرت کاظم و صابر و صالح و امین است و لقب مشهورش همان کاظم می باشد یعنی خاموش و فرو برنده خشم چه آن حضرت از دست دشمنان کشید آنچه کشید و بر ایشان نفرین نکرد حتی آنکه در حبس مکرر در کمین در آمدند و از ان حضرت یک کلمه سخن خشم امیز نشنیدند . و ابن کثیر که از متعصبان اهل سنت است گفته آن حضرت را کاظم لقب دادند بجهت آنکه احسان می کرد با هر کس که با او بدی می کرد و این عادت او بود همیشه و لکن اصحاب آن جناب بجهت تقیه گاهی از او به عبد صالح و و گاهی به فقیه و عالم و غیر ذلک تعبیر می کردند و در میان مردم به باب الحوائج معروفست و نقش خاتم آن حضرت حسبی الله و بروایت دیگر الملک لله وحده بوده .و والده آن حضرت علیا مخدره حمیده مصفاة است که از اشرف اعاظم بوده . بالجمله حضرت امام موسی علیه السلام عابدترین اهل زمان و افقه از همه و سخی تر وگرامی تر از همه بود . و نیز از دعای آن حضرت بود : عظم الذنب من عبدک فلیحسن العفو من عندک و چندان گریه میکرد از خوف خدا که محاسنش از اشک چشمش تر می شد . و. از همه مردم صله و احسانش نسبت به اهل و ارحامش بیشتر بود و پرستاری می کرد فقرای مدینه را شبها که میشد بر دوش می گرفت زنبیلی را که در آن بود پول و طلا و نقره و آرد و خرما و می برد برای ایشان و فقرا نمی دانستند از چه جهت است این و آن بزرگوار کریم بود و هزار بنده آزاد کرد. اشهر در تاریخ شهادت آن حضرت آن است که در 25 رجب سال 183 ه ق در بغداد در حبس سندی ابن شاهک واقع شد مدت امامتش 35 سال بود که مقداری از آن د ر بقیه ایام منصور بوده و او به ظاهر متعرض آن حضرت نشد و بعد از او ده سال و کسری در ایام خلافت مهدی بود و او حضرت را به عراق طلبید و محبوس گردانید و بسبب مشاهده معجزات بسیار جرات بر اذیت آن حضرت ننمود و آن جناب را به مدینه برگردانید و بعد از آن یک سال و کسری مدت خلافت هادی بود و او آسیبی به آن حضرت نتوانست رسانید . چون خلافت به هارون الرشید رسید آن حضرت را به بغداد آورد و مدتی محبوس داشت و در سال چهاردهم خلافت خویش آن حضرت را به زهر شهید کرد. قال علیه السلام (عند قبر حضره ) : ان شیئا هذا اخره لحقیق ان یزهد فی اوله و ان شیئا هذا اوله لحقیق ان یخاف اخره. یعنی حضرت موسی ابن جعفر علیه السلام نزد قبری حاضر بود و این مطلب را بیان فرمود : همانا چیزی که آخر او این است سزاوار است که که میل و رغبتی به اول آن نشود و بدرستیکه چیزی که اول آن این است سزاوار است از آخر آن ترسیده شود . شهادت امام کاظم علیه السلام بر پیروانش تسلیت باد
با توجه به اينكه: اجتمع النبى (ص) ليلة الاسراء مع عيسى (ع) و على هذا يكون عيسى (ع) صحابياً لانطباق تعريف الصحابى عليه و لذا ذكره الذهبى فى الصحابة فقال فى التجريد: عيسى بن مريم نبىٌ و صحابىٌ فاِنّه رأى النبى (ص) فهو آخر الصحابة موتاً. آيا انبياء از ابتداى تولدشان معصوم بوده اند، يا از زمانى كه به نبوت برانگيخته شده اند؟ به چه دليل؟ روایت پانزدهم پلک صبور میگشایی چشم حماسه ها روشن میشود کدام سر انگشت پنهانی زخمه به تارصوتی تو می زند که آهنگ خشم صبورت عیش مغروران را منغص میکند می دانیم تو نائب آن حنجره مشبکی که به تاراج زوبین رفت و دلت مهمانسرای داغهای رشید است ای زن قرآن بخوان تا مردانگی بماند قرآن بخوان به نیابت کل آن سی جزء که با سر انگشت نیزه ورق خورد قرآن بخوان وتجوید تازه را به تاریخ بیاموز و ما را به روایت پانزدهم معرفی کن قرآن بخوان تا طبل هلهله از های و هو بیفتد خیزران عاجزتر از آن است که عصای دست شکستهای بزک شده باشد ـ شاعران بیچاره شاعران درمانده شاعران مضطر – با نامت چه کردند! تاریخ زن آبرو می گیرد وقتی پلک صبور میگشایی و نام حماسی ات بر پیشانی دو جبهه نور می در خشد زینب!
اگر شيعيان قائلند كه انبياء معصيت و خطا نمى كنند، پس چرا حضرت آدم(عليه السلام) نهى صريح خداوند را ناديده گرفت؟ آيا عمل او معصيت نبوده است؟ بی حرمتی به ساحت خوبان قشنگ نیست باور کنید پاسخ ایینه سنگ نیست سوگند میخورم به مرام پرندگان در عرف ما سزای پریدن تفنگ نیست با برگ گل نوشته به دیوار باغ ما وقتی بیا که حوصله غنچه تنگ نیست وقتی که عاشقانه بنوشی پیاله را فرقی میان طعم شراب و شرنگ نیست تنها یکی به قله تاریخ میرسد هر مرد پا شکسته که تیمور لنگ نیست محمد سلمانی عصمت انبياء و رسل تا زماني ثابت و محفوظ است كه در اداء امانت رسالت و ابلاغ آن به مردم خطايي نكنند، پس ممكن است كهرسول هم خطا كند كما اينكه در سورة شريفة عبس، وقتي كه پيامبر (ص) در رفتار با شخص اعمي (كور) به نوعي برخورد كردند، خداوندروش پيامبر (ص) را ملامت نمود.
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
| Design By : Night Skin |


