تبليغاتX
دوبانوي دمشق


دوبانوي دمشق

استفاده از مطالب بلامانع است

 

داد می کشد

فریاد می زند

اما صدایش را کسی نمی شنود

آنقدر سر صدا هست

که صدایش را کسی نشنود

درست به تعداد من ها اینجا صدا هست

و دقیقا هنگامی که

من ها از نفس می افتند

فریادش را می شنوند

در آخرین لحظه ناتوانی

همان لحظه ای که معتقدی

به سخت ترین حادثه زندگی مبتلا شدی

و با تمام کوفته گی ات

به صندلی تاکسی تکیه می دهی

و نگاه گیجت

نه خیابان را می بیند

نه آدمها را

و حتی متوجه نمی شوی

کی به  مقصد رسیدی

درست هنگامی که

من _ تو

هیچ حرفی برای گفتن ندارد

همان لحظه ای که سکوت محضی

درست همان لحظه ای که سکوت محضی

صدایش را می شنوی

می بینی که دارد فریاد می کشد

حقیقت دارد فریاد می کشد

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم مهر 1387ساعت 13:19 توسط زهير| |


Design By : Night Skin