تبليغاتX
دوبانوي دمشق


دوبانوي دمشق

استفاده از مطالب بلامانع است

 

و باز مثل هميشه ، نه ، بد تر آوردم

دوباره روي سياهم بر اين در آوردم

نگو كه منتظر من نبوده اي – از چيست

كه من سر از غزلي اينچنين در آوردم ؟

اجازه داده اي اما زبان نمي چرخد

بگويم اينكه خطاي مكرر آوردم

چگونه عذر بخواهد دلم ؟ نمي داند

چگونه عذر بخواهم ؟ چه بر سر آوردم ؟

براي اين همه حاجت كه منتظر هستند

كه  باز هم تو بگويي بيا بر آوردم

بساز با من و من را بساز تا ديگر

بسوزد آنچه كه غير از تو در سر آوردم

تمام شهر پرنده شدند اما من

براي بال زدن مرغ بي پر آوردم

 

نوشته شده در شنبه هفتم شهریور 1388ساعت 5:9 توسط زهير| |


Design By : Night Skin