دوبانوي دمشق
استفاده از مطالب بلامانع است
چگونه مهدى منتظر در آخر الزمان مى تواند مردگان را زنده كند، و مؤمنين را عزيز بدارد و فاسقين را عذاب نمايد؟ و اصولا آيا اعتقاد به رجعت پشتوانه علمى دارد در حاليكه جزء اعتقادات مسلمين نمى باشد، چرا كه عقلا ممكن نيست و دليل بر آن نداريم. جواب اجمالى: زنده كردن مردگان، در حقيقت كار خداوند است، كه گاهى به بعضى از بندگان صالحش همچون حضرت عيسى (عليه السلام) و امام زمان(عج الله تعالي فرجه الشريف) اين اذن را مى دهد بعضى از انسانها را بتوانند زنده كنند و اين زنده كردن فقط با اذن الهى امكان پذير است. و رجعت هم به معناى زنده شدن بعضى انسانها در دنيا، در موقع ظهور امام زمان (عج)، از روايات و بعضى آيات استفاده مى شود، و طبق سخنان پيامبر اكرم (صلي الله عليه وآله) اين امر در امت اسلامى نيز همانند امتهاى گذشته به وقوع خواهد پيوست. مساله رجعت ارتباطى با زنده كردن مردگان توسط امام زمان(عج) ندارد و شيعيان زنده كردن اموات را به خداوند نسبت مى دهند نه به امام زمان(عج). جواب تفصيلى: قبل از پاسخ به شبهه مذكور لازم است نكاتى ذكر شود و آن اينكه: مساله رجعت هيچ ارتباطى با زنده كردن مردگان و يا عزيز نمودن مؤمنين و عذاب كردن فاسقين، توسط امام زمان ندارد و شيعيان هيچ موقع زنده نمودن مردگان را به امام زمان ربط نمى دهند، بلكه همواره اعتقادشان اين است كه زنده كردن و يا ميراندن مخصوص ذات مقدس خداوند است. با توجه به اين مطلب بحث از احياء مردگان توسط غير خدا، بحث حاشيه اى خواهد بود. در قرآن كريم خداوند صفاتى را براى خودش مطرح مى كند كه مخصوص ذات مقدس او مى باشد و غير از خداوند كسى از انبياء و ائمه و ملائكه آن صفات را ندارند. مانند: «لااله الا هو يحيى و يميت([1])» (معبودى جز او نيست، زنده مى كند و مى ميراند) و «الله يتوفى الانفس حين موتها...([2])» خداوند ارواح را به هنگام مرگ قبض مى كنند...». هنگامى كه خداوند به عيسى بن مريم(ع) گفت: ياد كن نعمتى را كه به تو و مادرت بخشيديم بنا به اعتقاد شيعه، ظهور امام دوازدهم آنها از هند خواهد بود،در حالي كه انتخاب هند براي مكان ظهور چه مناسبتي ندارد؟ جواب از آنجا كه تاريخ و زمان ظهور حضرت حجت امام زمان (عج الله تعالي فرجه الشريف) از مسايلي است كه در آينده رخ خواهد داد، طبيعتاً تعيين هر يك از اين مسايل ، پيشگويي و اخبار از آينده محسوب ميگردد و شايد يگانه راه معرفت آن نيز مراجعه به اخبار و احاديث اهل بيت عصمت و طهارت باشد. احاديث و اخبار، نه تنها تاريخ ظهور آن حضرت را تعيين نكرده، بلكه وقّاتون (يعني تعيين كنندگان وقت آن را)هم تختئه و تكذيب كرده و اصولاً تعيين زمان ظهور را امر مكروهي شمرده است . [1] اما در زمينة مكان ظهور احاديث بسيار زيادي به ما رسيده كه مضمون همةآنها، ظهور حضرت از مكه مكرمه و به طور خاص بين ركن و مقام است . در اين جا تنها به ذكر نمونههايي از اين احاديث بسنده ميكنيم : 1ـ امام باقر (عليه السّلام) فرمود: چون حضرت قائم (عج)در مكه قيام كند و آهنگ كوفه كند، منادي فرياد كشد كه كسي خوردني و آشاميدني همراه خود برندارد و سنگ حضرت موسي كه يك بار شتر وزن دارد، با آن حضرت است، در هر منزلي كه فرود آيند، چشمه آبي از آن بجوشد كه گرسنه را سير و تشنه را سيراب كند . [2] علماي شيعه در رواياتشان قائل هستند كه پيامبر اكرم (ص) در حال جنابت وارد مسجد شدند در حاليكه غسل را فراموش كرده بودند. (نقل روايت از ابو هريره ميباشد). مبناي علماي شيعه در اثبات حقانيت خود در طول تاريخ و نيز در عصر حاضر بر استدلالات علمي و استناد به نقل مسائل عقلي است، يا اهانت و ردّ مخالف و عدم مباحثة علمي؟ اعتقاد به امامت بعد از پيامبر اسلام (ص) و اعتقاد به الهي بودن اين منصب، با اعتقاد به ختم نبوت در تضاد ميباشد؟ پيامبر وصيّت در مورد خلافت بعد از خودشان نكرده است وشيعه هيچ دليلي بر آن ندارد. آيا پيامبر(صلي الله عليه و آله) شخص خاصي را براي اين امر تعيين كردهاند، به چه دليل؟ و در صورت انتخاب، اين شخص چه كسي بوده است؟ معراج پيامبر اسلام در ليلة الاسراء، معراج روحانى بود نه جسمانى، و جسمانى بودن معراج پيامبر اسلام علاوه بر اينكه دليلى بر آن نداريم، محال عقلى نيز مى باشد؟ كفالت پيامبر (ص) بر عهدة زبير بن عبدالمطلب بوده است نه ابوطالب. خداوند در قضيه كشته شدن قبطى به دست حضرت موسى (ع) فرمودند: «هذا من عمل الشيطان، انه عدو مضل مبين» و حضرت موسى (ع) گفت: «رب انى ظلمت نفسى فاغفرلى» آيا اين سخن دليل بر عدم عصمت موسى (ع) نيست و آيا عصمت با ظلم از بين مى رود؟ و اگر كشتن قبطى به دست موسى از روى خطا بوده است، چگونه با عصمت سازگار است؟ با توجه به اينكه: اجتمع النبى (ص) ليلة الاسراء مع عيسى (ع) و على هذا يكون عيسى (ع) صحابياً لانطباق تعريف الصحابى عليه و لذا ذكره الذهبى فى الصحابة فقال فى التجريد: عيسى بن مريم نبىٌ و صحابىٌ فاِنّه رأى النبى (ص) فهو آخر الصحابة موتاً. آيا انبياء از ابتداى تولدشان معصوم بوده اند، يا از زمانى كه به نبوت برانگيخته شده اند؟ به چه دليل؟ اگر شيعيان قائلند كه انبياء معصيت و خطا نمى كنند، پس چرا حضرت آدم(عليه السلام) نهى صريح خداوند را ناديده گرفت؟ آيا عمل او معصيت نبوده است؟ عصمت انبياء و رسل تا زماني ثابت و محفوظ است كه در اداء امانت رسالت و ابلاغ آن به مردم خطايي نكنند، پس ممكن است كهرسول هم خطا كند كما اينكه در سورة شريفة عبس، وقتي كه پيامبر (ص) در رفتار با شخص اعمي (كور) به نوعي برخورد كردند، خداوندروش پيامبر (ص) را ملامت نمود. اينكه انبياء اقرار به گناه كرده اند و از خداوند همواره طلب مغفرت مى نمودند، آيا ضررى به نبوت و عصمت آنها نمى زند؟ و آيا براى آنها نقص نمى آورد؟
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب
| Design By : Night Skin |


