تبليغاتX
دوبانوي دمشق -


دوبانوي دمشق

استفاده از مطالب بلامانع است

 

 اینو خیلی وقت پیش نوشتم دقیقا نمیدونم چرا واز چی ناراحت بودم به هر حال اینه دیگه شاید شما هم همین نظر رو داشته باشید که بعضی ها  فکر میکنن با قصه هاشون میتون آدمو خواب کنن بالاخره این بعضی ها اینجورین من اگه قصه گوش بدم یه قصه ای گوش میدم که خوابموبپرونه چون همینجوریش کم نمیخوابم الان یه قصه خوندم که خوابمو پرونده به ساعت پست مطلب نگا کنید متوجه میشید .

 قصه هم داستانی داره برا خودش

 

 

قصه گفتند و خوابمان کردند

ماهرانه جوابمان کردند

این چمن های زیر پا گفتند

که لگد ها خرابمان کردند

با نوایی که بلبلان دانند

هم نوای ربابمان کردند

پوچ و دور از حقیقتی نمناک

تشنه  لب در سرابمان کردند

تا چه خیزد از آتش سردی

با نگاهی کبابمان کردند

تلخی روزگارمان دادند

تا که اخر شراب مان کردند

 

                                        1382

 

نوشته شده در یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 2:21 توسط زهير| |


Design By : Night Skin