دوبانوي دمشق
استفاده از مطالب بلامانع است
مبناي علماي شيعه در اثبات حقانيت خود در طول تاريخ و نيز در عصر حاضر بر استدلالات علمي و استناد به نقل مسائل عقلي است، يا اهانت و ردّ مخالف و عدم مباحثة علمي؟ جواب اجمالي: با توجه به شواهد معتبر تاريخي مبناي علماي شيعه بر استدلالات علمي و استناد به مسائل عقلي و نقلي ميباشد و به بركت اين استدلالات علمي و منطقي بود كه شيعه از درياي پر تلاطم روزگار نجات يافت. جواب تفصيلي: سنت پيامبر (ص) بعد از كتاب خدا از مهمترين منابعي است كه مورد پذيرش همه مذاهب و فرقهها ميباشد. اگر چه بعضي از علماي اهل سنت با ديدگاه افراطي به اين مطلب مينگرند و بدون هيچ توجهي به نقش عقل، فقط نقل را حجت ميدانند. و بعضي از آنان عقل را به عنوان اصل در اثبات مسائل ديني خود مطرح كردند بدون اينكه توجه خاصّي به نقل و سنت پيامبر (ص) داشته باشند. اما در ميان اين مذاهب مكتب شيعه راه جامع تري را انتخاب كرده و عقل و نقل را با هم در خدمت استدلالات و روش بحثي خود قرار داده است.[1] و راه اعتدال را در پيش گرفته كه استاد مطهري به اين اعتدال اشاره ميكند و ميگويد «تعقل و تفكر شيعي نه تنها با فكر حنبلي كه از اساس منكر استدلال در عقايد بود و با تفكر اشعري كه اصالت را از عقل گرفته، مخالف و مغاير است و با تفكر عقلي معتزلي هم مخالف است زيرا تفكر معتزلي هر چند عقلي است ولي جدلي است نه برهاني.»[2] پس عقل؛ آن هم از نوع برهاني بعد از نقل در مكتب شيعه از جايگاه بلندي برخوردار است تا آنجا كه از آن به عنوان حجت باطني خداوند در مقابل حجت ظاهري يعني پيامبران را ياد كنند.[3] علماي شيعه هم باتوجه به قرآن كريم كه ميفرمايد: «اُدعُ الي سبيل ربِّكَ بالحكمةِ و الموعظةِ الحسنةِ و جادلهم بالتي هي احسن»[4] براي اثبات حقانيت خود، روش حكمت، برهان، موعظه و جدال احسن را انتخاب كردند كه هر سه روش در مقابل تهمت و زور ميباشد، چون معني حكمت يعني: گفتگو بر سبيل منازعه ميباشد.[5] آري علماي شيعه بدون هيچ طمعي در حكومت و قدرت و بنا به وظيفة خطير امر به معروف ونهي از منكر و تنوير افكار، شروع به تاليف و تدريس و بحث و مناظره در حوزة ديني نمودند و آثاري كه از بزرگان شيعه به يادگار مانده، جز درس و بحث و تأليفات علمي چيز ديگري را اثبات نميكند. آثار علمايي مانند سيد مرتضي، شيخ مفيد، شيخ طوسي، و... همه وهمه در راستاي اثبات حقانيت معارف مستدل شيعه و در جواب به مخالفان از راه قلم و مباحثة علمي و به دو از اهانت ميباشد. كتاب «الشافي» سيد مرتضي در جواب اشكالات قاضي عبدالجبار معتزلي در امامت، كتاب تجريد العقايد خواجه نصير، كتاب شبهاي پيشاور نوري، و ايجاد نمودن دارالتقريب مذاهب توسط آيتا...العظمي برجردي در مركز علمي اهل تسنن قاهره، سياست استدلالي و منطقي شيعه در مباحثات و برخورد با مخالفان را ثابت ميكند. اما در مقابل اين سياست علمي شيعيان، مخالفان از راه كينه و عداوت وارد شدند و هر چه از ظلم، ستم، قتل، و اهانت، در توان داشته نثار شيعيان و علماي آنها كردند. امويان و عباسيان وافرادي چون حجاج از خون هيچ عالم شيعي به راحتي نگذشته و مورخان و متكلمان قلمهايشان را آلوده به نسبتهاي ناروايي به شيعه چون زنديق، رافضي، ملحد، كردند. كه تاريخ پر از اسنادي از اين قبيل ميباشد. ولي علماي شيعه در مقابل اين اهانتها با مسلح شدن به علوم مختلف مذهب شيعه را در برابر طوفانهاي وحشتناك روزگار نجات دادند. و در حال حاضر هم علماي شيعه عقيده دارنند كه شيوة تحميل رأي بر ديگران مخصوصاً در حوزة انديشه و دين، شيوهاي وحشيانه و به دور از منطق و انصاف و انسانيت و روش علمي است «والسّلام» -------------------------------------------------------------------------------- [1] - رباني گلپايگاني ، درآمدي به علم كلام ، ص 188و 189. [2] - استاد مطهري ، آشنايي با علوم اسلامي (كلام و عرفان)، ص54. [3] - اصول كافي ، ج 1، كتاب عقل و جهل ، حديث12. [4] - سورة نحل ، آيه125. [5] - علامه طباطبائي، نفسير الميزان، ج 12، ص 374 و 371.
| Design By : Night Skin |


